|
زندگی حس غریبی ست که نیلوفرتنها دارد سفری بایدکردبه عمق دل نیلوفری تنها که چرا اینچنین سخت به خودمی پیچد، شاید...
| ||||
[ دوشنبه 1391/02/25 ] [ 22:48 ] [ نیلوفر ]
ماجرای تکان دهنده نامه حاج قاسم سلیمانی به وزیر دفاع آمریکا(این اتفاق بعد از نامه اول و تهدید آمیز اوباما به امام خامنه ای(حفظه الله) اتفاق افتاده است)
![]() سازمان ادارای پنتاگون از 7 لایه حفاظتی تشکیل شده است که از این میان 4 لایه به طور خاص مربوط به کنترل ارتباطات با شخص وزیر دفاع یا رییس پنتاگون میباشد. کمی بعد از نامه اوباما نامه ای از تمام این لایه های امنیتی ، اطلاعاتی و حفاطتی عبور کرده و مستقیم ، روی میز کار وزیر دفاع یعنی لئون پانتا قرار میگیرد. ظاهر ساده نامه که هیچ آرمی از سازمان های مرتبط با پنتاگون در آن به چشم نمیخورد توجه وزیر را جلب کرده و وی آن را از روی میز برمیدارد ... با باز کردن نامه و خواندن آن عرق سردی بر چهره پانتا مینشیند ! یک نامه با سربرگ رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران ... نامه حاوی عبارتی بود که قطعا برای رییس پنتاگون با آن عظمت حفاظتی باورکردنی نبود ! : " اگر لازم باشد از این هم نزدیک تر خواهیم شد " امضا : قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس جمهوری اسلامی ایران دنیا یعنی دوچیز: انتخاب و اراده بیایید ماهم در جهاد اکبر سرداری باشیم در پیشگاه خداوند متعال. بدون اطلاع و آگاهی ادعای تبعیت از ولایت و انسان های خداپیشه نداشته باشیم بیایید با آگاهی دم از ولایت بزنیم تا تیزی قلم هایمان برشی بر گردن شیطان داشته باشد فراموش نکنیم یک طرف قضیه همیشه شیطان است پس در حالی که خداشناسید شیطان شناس هم باشید التماس دعا یا علی m-h [ جمعه 1391/01/25 ] [ 20:20 ] [ نیلوفر ]
جمعه ها فـاصله ام با تو فـقط یک قدم است غـــزلــم بــــیــت نـــدارد غــزلـــم آواره است بــر لــبـم آمـــده جــانـم گــلِ نـرگـس بـرگـرد و اگــر جــانِ مـــرا خــواســتـه بــاشـیـد آقـــا دلِ احــساس مـرا عــطرِ حـضورت بـُرده ست عـشـقـت از ابــرِ غـزل بـر سـرِ قـلـبـم بـاریـد چهارده قرن جـهان بی تو به خود می پـیچد حـــالِ دلـــدادگــی ام رو بــه وخـــامــت دارد هیـچکـس چون تو سزاوارِ غزل گفتن نیست روی خورشید تو گر پشتِ زمان پنهان است محمد عابدینی [ یکشنبه 1390/11/09 ] [ 16:19 ] [ نیلوفر ]
سلام دوستان تا یک ماه دیگه آپ نیستم.
درگیر امتحانات و... ی شعر از استاد عزیز میثم رنجبر تقدیمتون میکنم یک مرد وقتی یک گناهی تن بگیرد بوی بدش را کوچه و برزن بگیرد دیگر نخواه از شعله رد گردی سیاوش این بار حتما شعله ات دامن بگیرد شاید برای آبرو هم گشته یوسف روی لباس پاره اش سوزن بگیرد بی بی! عمو را گفته ای که مرده گاوش؟!.. دیگر نیازی نیست گاو آهن بگیرد!... من تن به تن رقصیده ام با او تنیدم شاید که آهنگم ت تن تن تن بگیرد دیگر چه فرقی می کند این عشق مسری یا من از او یا این که او از من بگیرد؟!... با بوسه ای می شد که شیطانی ترین شد ضحاک روی دوش اهریمن بگیرد! کاش این زلیخا شهرتی هرگز نمی داشت تا که رود بازار پیراهن بگیرد! میثم رنجبر- بابل [ چهارشنبه 1390/10/07 ] [ 10:16 ] [ نیلوفر ]
آهسته گویمت نکند بشنود رباب از عمراصغرش فقط هشت روز ماند است... [ دوشنبه 1390/09/07 ] [ 17:24 ] [ نیلوفر ]
تقدیم به همه جانبازان عزیز و خانوده های صبورشان
ادامه مطلب [ دوشنبه 1390/09/07 ] [ 17:6 ] [ نیلوفر ]
[ چهارشنبه 1390/08/11 ] [ 11:55 ] [ نیلوفر ]
[ شنبه 1390/08/07 ] [ 1:16 ] [ نیلوفر ]
شاهین: دوتا کفتر بودبم بر بام مکتب....
مرتضی: شاهین کجایی ؟ اونقدر رفتی تو این بنر ازدواج
دانشجویی بیرونم نمیای ! بیا بریم کلاس دیر شد
-: بیخیال داداش یاد خان جون خدابیامرزم افتادم یاد حرفاش
-: خان جونت؟، خدارحمتش کنه مگه چی میگفت
مگه وصلت های اون زمون اینجوری بود؟
ادامه مطلب [ یکشنبه 1390/08/01 ] [ 10:45 ] [ نیلوفر ]
![]() دل من گم شده گر پیدا شد بسپارید امانات رضا واگر از تپش افتاد دلم ببریدش به ملاقات رضا میلاد با سعادت ولی نعمتمون امام علی بن موسی الرضا (ع )مبارک باد [ شنبه 1390/07/16 ] [ 14:19 ] [ نیلوفر ]
[ شنبه 1390/07/02 ] [ 22:41 ] [ نیلوفر ]
[ جمعه 1390/06/25 ] [ 11:28 ] [ نیلوفر ]
ساقه های دل من شکسته
چند روزیست مزرعه ی قلبم از کار افتاده است یگانه : باران چشمانت چقدر مخربند؟! برنج این شالیزار دیگر سیرت نمیکند!
چکمه هایت را دوست ندارم پاهایت را به بند کشیده اند راستی دیگر پاهایت گلی نمیشوند؟ دستانت چه؟ آن ها را هم از من خواهی گرفت؟
بی بی صدیقه را دیده ای؟ چقدر آبله دستانش را دوست دارم بی بی با مزرعه مهربان بود آنقدر که ... اصلا میدانی چرا مزرعه ی داوود هیچوقت نخشکید؟ چون چشمان بی بی همیشه می تابید چون اشک هایش هیچکاه سیل نشد بی بی دستکش و چکمه نداشت بی بی مهربان بود...
(نیلوفر) [ پنجشنبه 1390/06/17 ] [ 12:44 ] [ نیلوفر ]
راست میگن آدم نسبت به اونچه نداره حریصه. تا سربازی برای ما نبود میگفتیم چرا فقط پسرا برن سربازی ولی چشمتون روز بد نبینه تو امتحانای خرداد ماه بود که مسول نهاد رهبری دانشگاه باهام تماس گرفت و گفت فلانی اسمت رفته برا ضیافت تکمیلی. امسال مشهد برگزار میشه. ماهم کلی خوشحال و شنگول که ۱۵ روز میخوایم بریم در جوار امام رضا اونم تو ماه رمضون و کلی خوش بگذرونیم.
ادامه مطلب [ پنجشنبه 1390/06/03 ] [ 19:21 ] [ نیلوفر ]
علی مرآت رب العالمین است علی استاد جبریل امین است علی سر خداوند مبین است علی آینه ی حق الیقین است علی مولای اصحاب الیمین است علی کل ولایت کل دین است علی یعنی: صراط الله اعظم علی یعنی:کتاب الله محکم علی یعنی تمام دین آدم علی یعنی امام کل عالم
میلا د با سعادت مولای متقیان حیدر کرار و روز پدر بر همه مخصوصا بابای خوب خودم مبارک باد
[ چهارشنبه 1390/03/25 ] [ 13:52 ] [ نیلوفر ]
اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه
(ارسالی توسط استاد خالقی) [ یکشنبه 1390/03/15 ] [ 21:59 ] [ نیلوفر ]
نه اینکه فکر کنی مرهم احتیاج نداشت
که زخم های دل خون من علاج نداشت تو سبز ماندی و من برگ برگ خشکیدم که آنچه داشت شقایق به سینه کاج نداشت منم! خلیفه تنهای رانده از فردوس خلیفه ای که از آغاز تخت و تاج نداشت تفاوت من واصحاب کهف در این بود که سکه های من از ابتدا رواج نداشت نخواست شیخ بیابد مرا که یافتنم چراغ نه! که به گشتن احتیاج نداشت فاضل نظری [ چهارشنبه 1390/03/04 ] [ 17:20 ] [ نیلوفر ]
[ سه شنبه 1390/03/03 ] [ 8:20 ] [ نیلوفر ]
[ دوشنبه 1390/01/22 ] [ 15:13 ] [ نیلوفر ]
[ شنبه 1389/12/28 ] [ 22:2 ] [ نیلوفر ]
پدر بزرگ جهان عوض شده .... جهان عوض شده – بابا بزرگ دستت را بده كه از اتوبان هراس رد بشويم گذشته گله و هي هي و ... بايد از اين به بعد فقط توي پارك ها بدويم
بميرمت چقدر با نجابتي تو هنوز
غلامرضا سليمانی
[ یکشنبه 1389/12/15 ] [ 13:8 ] [ نیلوفر ]
پارسال ،غروب آفتاب بود که رسیدیم شلمچه. مرز ایران وعراق فقط چند متر سیم خارداربود. رو خاک ها نشستم و زل زدم به اون طرف مرز.یعنی فاصلمون همینقدر بود؟! فاصله ی ما و نجف . فاصله ی ما و کربلا.عرض سیم خاردارها فقط دو متر بود .اما نه ...عرض سیم خاردارهای وجودم چند صدمتر بود که مانع دیدار میشد... ادامه مطلب [ جمعه 1389/12/06 ] [ 10:29 ] [ نیلوفر ]
نمیتونم بشمرم تا پنجشنبه چند روز دیگه مونده.هرچی هست تموم نمیشه. چند ماهه منتظرم یک روز ،دو روز،سه روز...ادامه مطلب [ دوشنبه 1389/11/18 ] [ 21:47 ] [ نیلوفر ]
خواجه عبدالكريم كه خادم خاص [ دوشنبه 1389/11/18 ] [ 11:50 ] [ نیلوفر ]
قال الرسول الله صلی الله علیه و آله
(آدميان پير مى شوند و دو صفت در آن ها جوان مى گردد: حرص و آرزوى دراز.) (سعدى ) گويد: شنيدم بازرگانى صد و پنجاه شتر بار داشت و چهل غلام خدمتكار كه شهر به شهر براى تجارت حركت مى كرد. يك شب در جزيره كيش مرا به حجره خود دعوت كرد. [ دوشنبه 1389/11/11 ] [ 22:40 ] [ نیلوفر ]
گويند پدرى از شرارت و اذيت پسرش نسبت به همسايگان و يا اهالى محله و ديگر كارهاى زشت ، كلافه شده بود. [ سه شنبه 1389/10/28 ] [ 23:11 ] [ نیلوفر ]
الهی از روی آفتاب و ماه و ستارگان شرمنده ام. از انس و جان شرمنده ام. حتی از روی شیطان شرمنده ام که همه در کار خود استوارند و این سست عهد ناپایدار الهی بت سنگین شکستن نیک آسان است.و بت نفس شکستن سخت دشوار.خّنک آن کس که از امت خلیل بت شکن است که هر دو را بشکست [ دوشنبه 1389/10/27 ] [ 18:20 ] [ نیلوفر ]
به نام خدا اطلاعیه ی مهم
با تشکر از همه ی دوستان مسلمان یاعلی [ سه شنبه 1389/10/21 ] [ 12:3 ] [ نیلوفر ]
امروز عرفه است.روز خریداری دل ها توسط خدا.امروز سه شنبه بازار دل هاست و خریدار خداست.امروز عرفه است. به راستی دل هامان چقدر آماده است؟؟ مسلمانان ،شب های قدر گذشت.یادمان می آید آن قول و قرارها که با معشوق داشتیم.ِیادما ن می آید که قرار شد از فردایش دیگر گناه نکنیم.یادمان می آید که قول دادیم تا عرفه از طلا شویم.... امروز عرفه است.امروز وجودمان در این بازار خدایی خریداری میشود.به راستی جنس دل هامان از چیست،طلا؟نقره؟مس یا سنگ !! سرزمین عرفه همان وعدگاه است.مسلمانان خود را برای طواف خانه ی خدا،برای طواف کعبه ی دل ها آماده کرداید؟ امروز باید بارها وبارها سر بر سجده ی عشق نهیم و خدا را سپاس گوییم که ما را به روز عرفه رساند. یادم میآید در شب قدر گفتند هرکس که این شب آمرزیده نشود باید صبر کند تا عرفه.آی آدم ها به همه ی ما مهلتی دوباره داده شده است.چشمان دل بگشاییم که عرفه فرصتی دوباره است. بیایید امروز در عرفه ی دل هامان مُحرِم شویم وفردا نفس های اماره مان را به قربانگاه ببریم و برای همیشه آن را ذبح کنیم. امروز خدا خریدار اشک ها ونیایش های ماست.بیایید امروز دیگر صدای خدا را بشنویم و او را با جان دل صدا بزنیم. لبیک اللهم لبیک.لبیک لا شریک لک لبیک....
خدایا! به من آن مقام ترس و خشیت از جلال و عظمتت را عطا کن که گویا تو را میبینم و مرا به تقوی وطاعتت سعادت بخش و به عصیانت شقاوتمند مگردان... (فرازی از دعای عرفه) [ سه شنبه 1389/08/25 ] [ 9:31 ] [ نیلوفر ]
بوعلى در حواس و در فكر انسان فوق العاده اى بوده و شعاع چشمش از ديگران بيشتر و شنوايى گوشش تيز تيز بود. به طورى كه مردم درباره او افسانه ها ساخته اند. مثلا مى گويند هنگامى كه در اصفهان بود، صداى چكش مسگرهاى كاشان را مى شنيد. شاگردش بهمنيار به او گفت : شما از افرادى هستيد كه اگر ادعاى پيغمبرى بكنيد، مردم مى پذيرند و واقعا از خلوص نيت ايمان مى آورند. بوعلى گفت : اين حرفها چيست ؟ تو نمى فهمى ؟ بهمنيار گفت : نه . مطلب حتما از همين قرار است . بوعلى خواست عملا به او نشان بدهد كه مطلب چنين نيست . در يك زمستان كه با يكديگر در مسافرت بودند و برف زيادى هم آمده بود، مقارن طلوع صبح كه مؤ ذن مى گفت ، بوعلى بيدار بود و بهمنيار را صدا كرد. بهمينيار گفت : بله . بوعلى گفت : برخيز. بهمنيار گفت : چه كار داريد؟ بوعلى گفت : خيلى تشنه ام . يك ظرف آب به من بده تا رفع تشنگى كنم . بهمنيار شروع كرد استدلال كردن كه استاد، خودتان طبيب هستيد. بهتر مى دانيد معده وقتى در حال التهاب باشد، اگر انسان آب سرد بخورد معده سرد مى شود و ايجاد مريضى مى كند. بوعلى گفت : من طبيبم و شما شاگرد هستيد. من تشنه ام شما براى من آب بياوريد، چكار داريد. باز شروع كرد به استدلال كردن و بهانه آوردن كه درست است كه شما استاد هستيد و لكن من خير شما را مى خواهم من اگر خير شما را رعايت كنم ، بهتر از اين است كه امر شما را اطاعت كنم . پس از آنكه بوعلى براى او اثبات كرد كه برخاستن براى او سخت است . گفت : من تشنه نيستم . خواستم شما را امتحان كنم . آيا يادت هست به من مى گفتى : چرا ادعاى پيغمبرى نمى كنى ؟ اگر ادعاى پيغمبرى بكنى مردم مى پذيرند. شما كه شاگرد من هستى و چندين سال است پيش من درس خوانده اى ، مى گويم ، آب بياور، نمى آورى و دليل براى من مى آورى ، در حالى كه اين شخص مؤ ذن پس از گذشت چند صد سال از وفات پيغمبر اكرم (ص ) بستر گرم خودش را رها كرده و بالاى ماءذنه به آن بلندى رفته است تا آن كه نداى (اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله ) را به عالم برساند. او پيغمبر است ، نه من كه بوعلى سينا هستم [ یکشنبه 1389/08/23 ] [ 16:59 ] [ نیلوفر ]
|
||||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||||